معرفی وبلاگ
ما باید این توجه را هیچوقت از خود بیرون نکنیم، از مغز خود بیرون نکنیم که ما بندگان خدا هستیم و در راه او و در سبیل او حرکت می کنیم و پیشروی می کنیم. اگر شهادت نصیب شد، سعادت است و اگر پیروزی نصیب شد سعادت است. حضرت امام خمینی (ره)
دسته
پایگاه های مجازی
سنگر همرزمان
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 205188
تعداد نوشته ها : 107
تعداد نظرات : 25
Rss
طراح قالب
GraphistThem244

تالار پذیرایی یاران محمد (ص) با ظرفیت 350 نفر، در دیزاین جدید ، دارای سالن های مبله و با کیفیت غذای عالی و در بهترین منطقه تهرانپارس ( فلکه اول ) واقع شده است ..

این تالارعروسی با سابقه بیش از 25 سال خدمات در بخش مراسم و جشن های عقد و عروسی ، جشن های تولد ، مناسبتهای مذهبی و اعیاد ، مجالس ختم و سالگردهای غم و عزاداری و نیز مراسم گردهمایی و همایش در خدمت شما عزیزان خواهد بود .

از ویژگی های خاص این تالار تشریفاتی می توان به دارا بودن سالن های بزرگ و 350 نفره برای آقایان و بانوان در طبقات مجزا ، سالن های عقد اختصاصی و با ظرفیت 100 نفره ، سالن های مجالس با ظرفیت های محدود در طبقات فوقانی و نیز پارکینگ و فضای پارک مناسب در محدوده ساختمان تالار اشاره کرد .

کیفیت ، پرسنل مجرب ، سرویس دهی مناسب همراه با قیمت مناسب .

با ما برای همیشه در یاد ها و خاطره ها جاودان باشید .

آدرس وب سایت تالار پذیرایی محمد

http://www.yaranmohamad.com

شماره تماس مدیریت تالار :

آقای فیضی / 09123374108

دسته ها :

شهریور 1359 تا شهریور 1360

تجاوز ارتش عراق به ایران با استعداد 48 یگان سازماندهی شده در قالب تیپ‏ها و لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده، با برخورداری از پشتیبانی 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانک و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوایی، 366 فروند هواپیما و 400 فروند هلی‏کوپتر انجام گرفت. مقصود رهبران عراق از تجاوز این بود که با شکست نظامی ایران به اهداف خود: لغو قرارداد 1975 الجزایر، تجزیه استان خوزستان و در نهایت براندازی نظام جمهوری اسلامی دست یابند. 

مقاومت اندک نیروهای نظامی در برخی خطوط مرزی سبب گردید نیروهای دشمن به سهولت از خطوط مرزی عبور کنند و برخی از شهرهای ایران را محاصره نمایند. اهمیت و جایگاه خوزستان در استراتژی تهاجمی عراق، موجب شد توان اصلی ارتش عراق در این منطقه متمرکز شود. لشکرهای 1 مکانیزه و 10 زرهی ارتش عراق با پیشروی در منطقه غرب رودخانه کرخه، فاصله 80 کیلومتری مرز تا رودخانه را طی چهار روز پشت سر گذاشتند. در محور بستان - سوسنگرد لشکر 9 زرهی ارتش عراق در همان خیز اول بستان را اشغال کرد و سوسنگرد و حمیدیه را محاصره نمود و به نزدیکی اهواز رسید که با شبیخون برادران سپاه و بسیج اهواز به فرماندهی شهید غیور اصلی مواجه شد و عقب‏نشینی کرد. 

در محور جنوب غربی اهواز لشکر 5 مکانیزه عراق بعد از تصرف جفیر و پادگان حخمید تا منطقه نورد در 15 کیلومتری جنوب اهواز پیشروی کرد و سپس از حرکت ایستاد. در محور شلمچه لشکر 3 زرهی و تیپ 33 نیروی مخصوص برای اشغال خرمشهر و آبادان وارد عمل شدند که بر اثر مقاومت مردم، بسیج و سپاه در خرمشهر تا چهارم آبان 59 (به مدت 34 روز) دشمن نتوانست این شهر را تصرف کند. نیروهای لشکر 3 در 19 مهر 1359 در منطقه‏ای که هیچ گونه مواضع دفاعی وجود نداشت، از رودخانه کارون عبور کردند و شهر آبادان را به محاصره درآوردند. در مجموع ارتش عراق در این مرحله از تهاجم خود بیش از 15000 کیلومتر مربع از اراضی ایران را اشغال کرد و در آن مستقر شد.

نواقص و کاستی‏های دفاعی ایران، هنگامی که فرماندهی کل قوا بر عهده بنی‏صدر بود، نقش زیادی در سهولت پیشروی نیروهای ارتش عراق در عمق سرزمین ایران و محاصره و اشغال شهرها داشت. آرایش دفاعی نیروهای ایران به شیوه‏ی سنتی (یعنی طبق آئین‏نامه‏های رسمی و بدون در نظر گرفتن وضعیت جدید)، بدون بررسی دقیق و در نظر گرفتن احتمالات گوناگون انجام گرفته بود در آرایش نیروها پوشش مرز در نظر گرفته شده بود، حال آنکه باید به صورت متحرک عمل می‏شد و نیروهای ایران با تمرکز در شمال حسینیه از جبهه اهواز خرمشهر دفاع می‏کردند. بنابراین گسترش عملیاتی و تاکتیک نظامی ایران دچار نقص بود، معابر مسدود نشده بود و درک روشنی از تلاش اصلی عراق وجود نداشت

«کردزمن» دلائل عدم آمادگی جنگی ایران را «فقدان قرارگاه فرماندهی» در مناطقی که جنگ جریان داشت و «مستقر نبودن توپخانه و هلی‏کوپترهای تهاجمی و کلیه یگان‏های ارتشی در مرز» ذکر می‏کند و می‏نویسد: 

«ایران هیچ گونه آرایش نظامی در مناطق بسیار حساس نزدیک خرمشهر و آبادان نداشت. نزدیک‏ترین لشکر ایران به منطقه عملیاتی در اهواز مستقر بود که 40 تا 50 کیلومتر تا صحنه جنگ فاصله داشت.»

وی سهولت پیشروی نیروهای عراقی را نشانه‏ی عدم آمادگی دفاعی ایران دانسته و می‏نویسد: 

«در واقع حتی اعلامیه‏های نظامی عراق نیز نشان می‏داد که ارتش عراق در طول یکی دو روز اول جنگ با مقاومت زیادی روبه‏رو نشده، بنابراین تمامی شواهد حکایت دارند که این عراق بوده است که با آمادگی کامل و به کارگیری نیروهای نظامی، تهاجم همه جانبه‏ای را علیه ایران سازمان داد، در حالی که ایران حتی از آمادگی دفاعی کامل برخوردار نبود.»

نماینده امام در شورای عالی دفاع، آیت‏الله خامنه‏ای در تشریح وضعیت دفاعی ایران و ناتوانی در بهره‏برداری از توان و امکانات موجود گفت: 

«... از جمله شهرهایی که به شدت تهدید می‏شد دزفول بود، در حالی که ما آنجا نیرو کم داشتیم و وقتی به فرماندهان ارتش می‏گفتیم، می‏گفتند نیرو کم داریم و یا نیرو و تجهیزات هر دو را با هم نداریم، درست هم بود، به این معنا که آمادگی لازم را برای خودشان در این جنگ تهیه ندیده بودند. در صورتی که ابزارهای زیادی داشتیم ولی از کار افتاده بود و مهمات زیادی داشتیم که اینها از وجودش خبر نداشتند. افراد زیادی هم داشتیم که اینها در پادگان‏ها حضور نداشتند و لذا وضعمان خیلی بد بود.»

مقاومت نیروهای مردمی و انقلابی، به ویژه در شهرها، بسیاری از کاستی‏ها را جبران کرد و نقشی بسیار تعیین‏کننده در ناکامی ارتش عراق داشت. به عنوان مثال پس از آنکه تیپ سوم از لشکر 92 زرهی اهواز تنها سه روز در مرز در برابر لشکر 9 زرهی ارتش عراق پدافند فعال کرد، نیروهای لشکر 9 با عبور از بستان، سوسنگرد و حمیدیه در آستانه ورود به اهواز بودند که بر اثر شبیخون نیروهای مردمی و انقلابی عقب‏نشینی کردند و سرانجام در پشت دیوارهای غربی شهر سوسنگرد زمین‏گیر شدند ارتش عراق تیپ 33 نیروی مخصوص را نیز مأمور تصرف خرمشهر کرد ولی به دلیل مقاومت‏های مردمی، سرانجام پس از 34 روز جنگ و گریز و با اختصاص 2 لشکر، موفق به اشغال خرمشهر شد.

مقاومت‏های مردمی علاوه بر ایجاد فاصله میان یگان‏های ارتش عراق و ناهماهنگی در پیشروی آنها و ایجاد تأخیر و کندی در حرکت یگان‏های مهاجم، به تأخیر در سقوط خرمشهر و حفظ آبادان انجامید..

دلایل ناتوانی عراق برای بهره‏برداری از وضعیت سیاسی - نظامی ایران و دست نیافتن به پیروزی «قاطع و روشن» علی‏رغم توضیحات و نظریاتی که ناظران و تحلیل‏گران نظامی تاکنون ارائه کرده‏اند، همچنان مبهم است، اما آنچه بیشتر تأکید می‏شود «عدم وجود یک استراتژی نظامی روشن» است که آن را مرکز ثقل ناکامی عراق می دانند؛ زیرا رفتار نظامی عراق نشان‏دهنده‏ی این است که نیروهای عراقی نمی‏دانستند تا چه حد باید پیشروی کنند و اهداف آنها مشخص نبود. به همین دلیل عراق با دستور توقف به ارتش در حال پیشروی، دچار یک اشتباه نظامی جبران‏ناپذیر شد. همچنین اطلاعات غلط و نادرست و اشتباه در محاسبات اوضاع داخلی ایران، بخش دیگری از عوامل ناکامی عراق است که تحلیل‏گران نظامی به آن اشاره کرده‏اند. در واقع آنچه که پس از تهاجم عراق، در داخل ایران روی داد «ظهور جنگ مردمی در شهرها» و «تحکیم موقعیت سیاسی ایران» بود. حال آنکه عراقی‏ها تصور می‏کردند که حمله نظامی سراسری در زمین و هوا، به مثابه یک شک، به سقوط نظام انقلابی ایران منجر خواهد شد! 

یکی از نظامیان سابق ارتش عراق بر این باور است که رهبری عراق از روح انقلابی مردم که شاه را ساقط کرده و آماده بودند تا به دفاع از انقلاب برخیزند، غافل بوده است. وی معتقد است اگر رهبری عراق وضعیت داخلی ایران را به خوبی بررسی کرده بود، حمله خود را به تأخیر می‏انداخت و راه‏های دیگری را در پیش می‏گرفت. بنابراین توضیح، در واقع رهبری عراق تنها به مشاهده ظواهر و تکیه بر منابع اطلاعاتی امریکا و غرب و اطلاعات عناصر فراری ضد انقلاب اکتفا کرده است، برای همین «قدرت پنهان ایران» را درک نکرده و از همین نقطه آسیب‏پذیر شده است. 

تنها یک هفته پس از شروع جنگ، صدام در سخنانی خطاب به ملت عراق اعلام کرد: «عراق به مقاصد ارضی خود نائل شده و مایل است خصومت‏ها را کنار بگذارد و به مذاکره بپردازد.» برخی از تحلیل‏گران ارائه این پیشنهاد را به مثابه شکست عراق ارزیابی کردند. دبیر کل سازمان ملل در تاریخ 22 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359)، در شرایطی که به ایران تجاوز شده بود به دولت‏های ایران و عراق پیشنهاد کرد: «دو دولت مساعی جمیله خود را در جهت کمک به حل مسالمت‏آمیز برخورد میان دو کشور به کار بندند» روز بعد نخستین جلسه شورای امنیت سازمان ملل برگزار شد و اولین موضع‏گیری خود را در قبال جنگ تحمیلی اعلام کرد. حاصل این جلسه صدور بیانیه‏ای بود که در آن شورای امنیت به جانبداری از عراق - در حالی که این کشور با اقدام به زور از مرزهای ایران عبور کرده بود - از طرفین متخاصم می‏خواهد «از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند و پیشنهاد صحیح میانجیگری و مصالحه را بپذیرند» چنان که مشخص است شورای امنیت ضمن اجتناب از صدور قطعنامه، تنها بیانیه‏ای صادر کرد که در آن هیچ گونه اشاره‏ای به نقض تمامیت ارضی ایران نشده است. 

جمهوری اسلامی با توجه به تردد هیئت‏های میانجیگری و درخواست‏هایی که برای برقراری صلح ارائه می‏شد، شرایط خود را اعلام کرد: 

1- محکومیت متجاوز.

2- عقب‏نشینی نیروهای اشغالگر به مرزهای بین‏المللی. 

3- پرداخت غرامت. 

4- بازگشت پناهندگان

در وضعیتی که ارتش عراق در مناطق اشغالی مستقر بود، کلیه‏ی هیئت‏های صلح ابتدا از ایران درخواست می‏کردند آتش‏بس را بپذیرد! حال آنکه ایران «عقب‏نشینی» و «محکومیت متجاوز» را بر هر اقدام دیگر مقدم می‏دانست. آنچه که بعدها امام خمینی بیان کردند، مواضع برحق ایران را نمایان ساخت: 

«ایران می‏گوید که تا از خانه ما بیرون نروید و تا جرم‏هایی که کرده‏اید معلوم نشود که شما مجرم هستید و تا ضررهایی که به ایران زدید جبران نشود و حکم به جبران نشود، صلح معنی ندارد.»

رهبری عراق متعاقب «نرسیدن به اهداف نظامی» و «ناکامی در تحمیل صلح به ایران»، پس از هفته اول جنگ، بیشترین تلاش نظامی خود را روی اشغال شهرهای سوسنگرد، خرمشهر و آبادان، متمرکز کرد. لیکن مقاومت نیروهای مردمی و سپاه و عناصر ژاندارمری و ارتش در سوسنگرد و فرمان امام برای شکستن محاصره شهر آبادان، طرح دشمن را عقیم گذاشت. تداوم مقاومت در خرمشهر توان زیادی از دشمن گرفت و اشغال این شهر با تأخیر، خسارات فراوان برای دشمن به همراه داشت. در این مرحله بیشترین فشار ارتش عراق بر «اشغال آباان» متمرکز شد. صدام امیدوار بود با این اقدام و تصرف ساحل شمالی رودخانه اروند، به حداقل اهداف خود مبنی بر لغو قراداد 1975 دست یابد. امام خمینی با درکی که از ماهیت تلاش‏های سیاسی - نظامی عراق در مرحله جدید داشتند، فرمان «شکستن حصر آبادان» را در تاریخ 14 آبان 1359 صادر فرمودند. تشدید مقاومت در آبادان و عقب راندن نیروهای مهاجم عراق از نخلستان‏های کوی ذوالفقاری آبادان و شکست نیروهای عراقی در عبور از رودخانه بهمنشیر، در واقع استراتژی عراق را در نقطه اصلی آن با شکست مواجه کرد.

وبلاگ روایت هشت

رژیم عراق که با اقدام به «جنگ تحمیلی» نتوانسته بود «صلح تحمیلی» را به ایران تحمیل کند، دو راه‏حل: «عقب‏نشینی» یا «استقرار در مواضع اشغالی» را فرا روی خود داشت. رهبری عراق برای عقب‏نشینی توضیح روشنی نداشت؛ زیرا بدون اینکه از تهاجم به ایران نتیجه‏ای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق عقب‏نشینی می‏کرد. استقرار در مواضع اشغالی بر پایه این تصور که قوای نظامی ایران قادر به بیرون راندن متجاوزان نخواهد بود و اوضاع سیاسی داخل ایران نیز شدیدا بی‏ثبات است، مورد توجه قرار گرفت. صدام در توضیح اقدام خود می‏گوید «اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش  خودمان اقتضا نماید که در این سرزمین‏ها باشیم، آن را تحت اشغال خود قرار خواهیم داد.» در واقع ناتوانی نظامی ایران برای حمله به نیروهای عراق، ضامن امنیت آنها بود؛ به همین دلیل رهبری عراق تصمیم به اشغال مناطق و استقرار در آن گرفت. 

عراقی‏ها در مرحله جدید به اطمینان از «تضمین امنیت نیروهای عراقی» در مواضع اشغالی، در انتظار تشدید بحران در داخل ایران و سرانجام مجبور شدن جمهوری اسلامی به پذیرش «صلح تحمیلی» بودند. در عین حال عراقی‏ها برای تقویت توان نظامی و کسب حمایت‏های سیاسی، بر تلاش‏های خود افزودند. طارق عزیز حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که یکی از اهداف اصلی این ترددهای دیپلماتیک دریافت هواپیماهای میراژ جنگنده بودسفر طارق عزیز به مسکو نیز با هدف ترمیم روابط و رفع تحریم تسلیحاتی عراق انجام گرفت که نتیجه مطلوبی نداشت.

جمهوری اسلامی ایران پس از متوقف کردن قوای دشمن با «مقاومت و دفاع همه‏جانبه و مردمی»، در مرحله جدید لزوما می‏بایست متجاوزان را از سرزمین‏های اشغالی عقب می‏راند. 

تداوم استقرار نیروهای متجاوز در مناطق اشغالی، سرنوشت سیاسی بنی‏صدر (فرمانده کل قوا) را تحت تأثیر قرار داده بود، بنابراین آزادسازی این مناطق و کسب پیروزی در جنگ می‏توانست موقعیت سیاسی وی را ارتقا و بهبود بخشد. بنی‏صدر می‏پنداشت با اتکا به نیروهای ارتش و استفاده از روش‏های کلاسیک تحت عنوان روش‏های علمی و تخصصی می‏تواند این مهم را تحقق بخشد از سوی دیگر، بنی‏صدر که در پی حذف نیروهای خط امام از صحنه سیاسی کشور بود، راه‏حل‏های پیشنهادی نیروهای انقلابی و مردمی را که در مرحله «دفاع و مقاومت» در برابر دشمن، نقش اساسی و تعیین‏کننده داشتند، نادیده می‏گرفت. 

در این مرحله با هدف «آزادسازی مناطق اشغالی» چهار عملیات طرح‏ریزی و اجرا شد: 

1- عملیات نیروهای ارتش در 23 مهر 1359 در منطقه غرب رودخانه کرخه که با هدف آزادسازی این منطقه انجام گرفت ولی تا قبل از ظهر همین روز به دلیل ناکامی، به اتمام رسید و نیروها به مواضع خود عقب‏نشینی کردند.

2- در سوم آبان 1359، متعاقب محاصره آبادان، نیروهای ارتش برای شکستن محاصره این شهر عملیاتی اجرا کردند، ولی بنا به دلایلی از جمله «نداشتن اطلاعات کافی و حتی اطلاعات کاذب» با ناکامی روبه‏رو شدند. پیدایش این وضعیت، توان اجرای عملیات بعدی را در نیروهای ارتش ضعیف کرد.

3- در پانزدهم دی عملیات «نصر» که بعدها به عملیات هویزه مشهور شد، در منطقه غرب رودخانه کارون با هدف آزادسازی خرمشهر اجرا شد. این عملیات علی‏رغم موفقیت اولیه، به شکست انجامید. صرف‏نظر از نتیجه نظامی این عملیات، به دلیل شهادت تعداد بسیاری از دانشجویان پیرو خط امام که پس از تحویل گروگان‏ها، عازم جبهه‏های نبرد شده بودند، این عملیات انعکاس نسبتا وسیعی در داخل کشور و در صحن مناقشات سیاسی داشت. 

4- در بیستم دی عملیات «توکل»، با هدف شکستن محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر انجام شد که نتیجه‏ای همانند عملیات‏های پیشین داشت. 

نتایج سلسله تلاش‏هایی که در این مرحله انجام گرفت در بعد نظامی سبب گردید تفکر «تهاجم گسترده» به دشمن کنار گذاشته شود. چنان که در کتاب منتشر شده ارتش جمهوری اسلامی ایران آمده است: 

«پس از انجام ناموفق عملیات آفندی توکل، از روز 21 دی وضعیت کلی منطقه عملیاتی آبادان - ماهشهر به حالت قبل از اجرای حمله بازگشت و الزاما نیروهای فرماندهی اروند وضعیت پدافندی را پذیرفتند و نیروهای طرفین مجددا به حالت نبرد توپخانه بازگشتند و مبادله آتش به جریان خود ادامه داد و طرفین به تقویت و تحکیم مواضع پرداختند و مرحله دیگری از عملیات در جبهه‏ی ماهشهر - آبادان آغاز شد که پدافند در مواضع و اجرای تک‏های محدود و محلی بود. این مرحله از عملیات حدود 8 ماه ادامه داشت.»

پیدایش این وضعیت تا اندازه‏ای بدیهی بود زیرا آنچه که با هدف آزادسازی مناطق اشغالی انجام گرفت براساس بضاعت و توان فکری و کلیه امکانات نیروهای ارتش به فرماندهی بنی‏صدر بود. لذا پس از مواجه شدن با ناکامی جز «اندیشه پدافندی» و اجرای «تک‏های محدود و محلی» راه‏حل دیگری تصور نمی‏شد. با گذشت چهار ماه از تجاوز دشمن، نیروهای اشغالگر نیز همچنان در سرزمین‏های اشغال شده مستقر بودند و از عملیات‏های انجام شده جز اتلاف وقت و نابودی امکانات موجود - که جایگزینی آنها عملی نبود - نتیجه‏ای حاصل نشد. ضمن آنکه به صورت اساسی «تفکر تکیه بر مانور زرهی»، صرفا با استفاده از تانک و نفربر، منسوخ شد، به گونه‏ای که پس از آن از تانک تنها برای پشتیبانی نیروی پیاده یا توپخانه استفاده شد.

بنی‏صدر که با مشاهده پی‏درپی ناکامی‏های نظامی، وضعیت سیاسی خود را در مخاطره می‏دید، با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و چپ‏های امریکایی و سایر عناصر واخورده ساسی ائتلاف کرد تا آنچه را که در صحنه نظامی نتوانست به دست آورد با «گسترش دامنه مناقشات داخلی» کسب کند. غائله 14 اسفند 1359 در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله‏ی جدید منازعات سیاسی بود. عراقی‏ها با مشاهده «بن‏بست نظامی» در جبهه‏ها و «بحران سیاسی» در داخل کشور، بر صحت ارزیابی و تحلیل خود از ناتوانی نظامی و اوضاع داخلی ایران پافشاری می‏کردند طوری که اندیشه عملیات آفندی دوباره در آنها قوت گرفت و در همین جهت ارتش عراق به دنبال اجرای عملیاتی در منطقه آبادان برای اشغال این شهر به صورت کامل بود.

تداوم «بحران سیاسی» در داخل کشور، در حالی که جبهه‏های نبرد در  وضعیتی نامطلوب به سر می‏برد و امام خمینی مکررا بر «اصلی بودن جنگ» تأکید می‏فرمودند، سرانجام در خرداد 1360 به درگیری داخلی مسلحانه منجر شد. امام خمینی، بنی‏صدر را از فرماندهی کل قوا خلع کردند و مجلس شورای اسلامی «کفایت سیاسی» وی را به بحث گذاشت و در نتیجه عدم کفایت بنی‏صدر به اتفاق آرا - در زمانی که نمایندگان نهضت آزادی از شرکت در مجلس خودداری کرده بودند - به تصویب رسید. 

وزیر خارجه وقت فرانسه (کلودشسون) طی مصاحبه‏ای رسما اعلام کرد: 

«اگر بنی‏صدر از فرانسه تقاضای پناهندگی سیاسی بکند، چون فرانسه کشور حقوق بشر است»، به وی پناهندگی خواهیم داد و از او حمایت خواهیم کرد.»

صدام نیز در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد: 

«چنانچه بنی‏صدر تمایل داشته باشد، عراق آماده دادن پناهندگی سیاسی به وی می‏باشد.»

سرانجام بنی‏صدر به اتفاق رجوی با کمک خلبان پیشین شاه به فرانسه متواری شدند و سازمان مجاهدین (منافقین) موجی از ترور و انفجار را به امید براندازی نظام جمهوری اسلامی، در سراسر کشور به راه انداخت. در حادثه هفتم تیر 1360 آیت‏الله بهشتی و 72 تن از یارانش شامل مسئولان اجرایی کشور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شهادت رسیدند و در هشتم شهریور 1360 آقای رجایی که پس از خلع بنی‏صدر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود، به همراه حجت‏الاسلام باهنر در حادثه‏ی انفجار ساختمان نخست‏وزیری به شهادت رسیدند. 

صدام که پیش از این حوادث در دیدار با کمیته‏ی حسن‏نیت آمادگی خود را برای برقراری آتش‏بس و مذاکره سیاسی اعلام کرده بود، پس از مشاهده وضعیت سیاسی - نظامی ایران در تیر 1360 در مصاحبه‏ای مطبوعاتی اعلام کرد: 

«اگر می‏خواهید نظر ما را بدانید، باید بگویم، ما ترجیح می‏دهیم، در حالی که جنگ ادامه دارد، با ایرانیان به قصد رسیدن به توافق به مذاکره بنشینیم. زمانی که به توافق دست یابیم می‏گوییم جنگ خاتمه یابد!»

بدین ترتیب سال اول جنگ در وضعیتی به پایان رسید که هیچ گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین‏های اشغالی به دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرورفته بود. بسیاری از ناظران و تحلیل‏گران دورنمای سیاسی ایران را پس از حذف بنی‏صدر و آغاز ترور و انفجار، براندازی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می‏کردند. یکی از نشریات چاپ امریکا در همین زمینه نوشت: 

«دولتمردان متعصب ایران ضعیف‏تر از آن هستند که اشغالگران عراقی را از خاک خود بیرون برانند و بسیاری از کارشناسان خاورمیانه معتقدند که با پایان دادن به جنگ ایران و عراق، رژیم جنگ‏زده آیت‏الله خمینی باید سقوط کند... سقوط سران حکومت (امام) خمینی گاهی بسیار نزدیک به نظر می‏آید و رهبر رژیم کنونی با بمب‏گذاری‏های گروه مخالفان بسیار ضعیف شده است.»

بنابراین مهم‏ترین سؤالی که بعدها فراروی ناظران و تحلیل‏گران امور سیاسی - نظامی ایران قرار گرفت و همواره در جست‏وجوی یافتن پاسخ مناسب آن بودند، این بود که: 

«ایران تحت چنین وضعیتی چگونه توانست ضمن «تثبیت اوضاع سیاسی» روند آزادسازی مناطق اشغالی را آغاز و سرانجام جشن پیروزی را در مسجد جامع خرمشهر برگزار نماید؟»

منبع: کتاب آغاز تا پایان

وبلاگ روايت هشت - Www.Revayate8.Tebyan.Net

مقاومت هشت ساله‏ي ملت ايران در جنگ تحميلي، توانمندي ايدئولوژي اسلام را به عنوان مقوله‏اي فرهنگي و سياسي در عصر حاضر بار ديگر به اثبات رسانده است و جوهر مقاومت و پايداري را در برابر مطامع استكبار و تئوري‏هاي تحميلي به عنوان سمبل بازيافت هويت ديني و اقتدار فرهنگي وارد زندگي مردم كرده است. فراتر از اين، امام راحل قدس سره و امام خامنه اي (مدظله)، روح مبارزه و حفظ انگيزه دفاعي را تبلور دين و دينداري مي‏دانند.
امام راحل قدس سره در پيام به گورباچف رئيس جمهور وقت اتحاد جماهير شوروي (سابق) فرموده‏اند:
ديني كه در آن مبارزه با قدرت‏ها نباشد، دقيقا افيون توده‏هاست.
و همچنين در صدر فرمان برائت فرموده‏اند:
آنها كه تصور مي‏كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي فلسطين و مظلومين جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد، با الفباي مبارزه بيگانه‏اند، آنهايي هم كه تصور مي‏كنند سرمايه داران و مرفه‏هاي بي‏درد با نصيحت و موعظه و پند واندرز متنبه مي‏شوند و به مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنها كمك مي‏كنند، آب در هاون مي‏كوبند. (1)
امام خامنه اي (مدظله) نيز مقاومت در جنگ تحميلي و ايستادگي در مقابل تهديد غرب و احساس عزت و استقلال در مقابل ابرقدرت‏هاي عالم را نعمت با ارزشي مي‏دانند كه ناشي از بقاياي فرهنگ اسلامي است. هشت سال دفاع مقدس، آزمون عيني انديشه‏ي امام راحل قدس سره و امام خامنه اي (مدظله) مبني بر كارا بودن مفاهيم فرهنگي و ارزش‏هاي اخلاقي بوده است و مكتب اسلام را به عنوان مظهر نوانديشي، در فرايند تاريخي حركت‏هاي احياگر به جهان عرضه كرده است و از اين روست كه امام راحل قدس سره در پيامي به روحانيت معظم فرموده‏اند:
هر روز ما در جنگ بركتي داشته‏ايم كه در همه صحنه‏ها از آن استفاده كرده‏ايم...
ما انقلابمان را در جنگ صادر كرده‏ايم...
ما در جنگ ريشه‏هاي انقلاب پربار اسلامي‏مان را محكم كرديم. (2)
امام راحل قدس سره همه‏ي اين بركات را ناشي از مجاهدات و حماسه آفريني‏هاي ملت شجاع ايران در هشت سال دفاع مقدس مي‏دانند و مي‏فرمايند:
جنگ ما كمك به فتح افعانستان را به دنبال داشت...

جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال داشت...
جنگ ما بيداري پاكستان و هندوستان را به دنبال خواهد داشت...
جنگ ما موجب شد كه تمامي سردمداران نظامهاي فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند...
صداي اسلام خواهي افريقا از جنگ هشت ساله ماست...
علاقه به اسلام شناسي مردم در آمريكا و اروپا و آسيا و آفريقا، يعني در كل جهان، از جنگ هشت ساله‏ي ماست.
به هر حال هشت سال دفاع مقدس، مقطع تجربه شده‏اي است كه بسياري از مفاهيم اخلاقي را كه در زير ساخت نظام فرهنگي و سياسي كشور مؤثرند عينيت بخشيده و مفاهيمي چون: ايثار، شهادت طلبي، خداباوري، وارستگي، عشق، وحدت، شجاعت، پايداري و... آثار و نقش كارساز خود را در انديشه، منش، رفتار، نظام فرهنگي، نظام معيشتي و... به خوبي نشان داده است و اينك در تكوين ساختار فرهنگ عمومي كشور مي‏توانند مفاهيم اخلاقي و عناصر فرهنگي را تعريف كنند و در اختيار مسؤولين فرهنگي كشور و صاحب نظران قرار دهند.
بديهي است ملت ما امروز با داشتن مفاخر و دستاوردهاي گرانبهاي دوران دفاع مقدس در تدوين الگوي فرهنگي، نيازمند قبول مباني تئوريك متناسب با تحول، از ديگران نيست. كساني كه در اين زمينه ترديد به خود راه مي‏دهند، در حقيقت ارزش‏هاي دفاع مقدس را درك نكرده‏اند و يا اينكه در برابر مدرنيسم و عقلانيت جديد فرهنگ غرب سست شده‏اند. حركت كند و كم بها و بعضا ناباورانه ما در نظام بندي و تثبيت ارزش‏هاي دفاع مقدس، به عنوان مهم‏ترين و كامل‏ترين الگوهاي توسعه فرهنگي، بار ديگر اين فرصت را به روشنفكران بيمار داده است تا جمهوري اسلامي را در كوران مواجهه با مسائل و مشكلات گوناگون قرار دهند و بازانديشي توسعه‏ي غربي را به عنوان مبناي تئوريك دوران سازندگي در ايران با جرأت تمام مطرح نمايند. همچنين عناصر فرهنگي و هنري كشور ما نيز تمايل پذيري خود را در برخي از موارد حفظ كرده و قواره‏ي موزون و مناسب خود را در رابطه با ارزش‏هاي انسان ساز دفاع مقدس پيدا مي‏كنند. از اين رو امام خامنه اي (مدظله) با محوري توصيف كردن اصلاح عمومي كشور، اختصاص تمام فعاليت‏هاي وزارتخانه بزرگي چون فرهنگ و ارشاد اسلامي به اين مهم كاري بجا و با اهميت دانسته‏اند.
پي نوشتها:
1- 1367/4/29
2- 1367/12/3
منبع: كتاب كارآمدي سياست دفاعي از ديدگاه امام خامنه اي (مدظله العالي)

وبلاگ روايت هشت - Www.Revayate8.Tebyan.Net

دفاع از نظر امام خميني (رض) از جايگاه و اهميت ويژه‏اي برخوردار است؛ به طوري كه آن را پرورش دهنده‏ي جوهر انسانيت و مايه‏ي بروز شجاعت در انسان مي‏داند:
جنگ خيلي خوب است از يك جهت و آن اين است كه شجاعتي را كه در باطن انسان است، بروز مي‏دهد و تحرك براي انسان حاصل مي‏شود. انسان از آن خمودي بيرون مي‏آيد.» (1)
همچنين امام راحل (ره) جنگ و دفاع را ابزاري مي‏داند كه با آن موانع از سر راه رشد و تكامل جوامع اسلامي برداشته مي‏شود: «اين يك رحمتي است، صورتش انسان فكر مي‏كند كه كشتار است، لكن واقعش بيرون كردن يك موانعي از سر راه انسانيت است.» (2)
مخصوصا كشوري كه انقلاب اسلامي كرده است و اجراي احكام نوراني اسلام را در همه‏ي زمينه‏ها هدف قرار داده است، دفاع و جهاد براي او تكليفي شرعي و الهي مي‏شود و صرف نظر از تأثيرات فردي و اجتماعي، بايد آن را به عنوان يك تكليف شرعي مورد توجه قرار دهد. در همين باره نيز امام خميني (رض) چنين فرموده‏اند:

«آحاد مردم يكي‏يكي‏شان تكليف دارند براي حفظ جمهوري اسلامي؛ يك واجب عيني، اهم مسائل واجبات دنيا، اهم است و از نماز اهميتش بيشتر است. براي اينكه اين حفظ اسلام است، نماز فرع اسلام است، اين تكليف براي همه ماست.»
به طوري كه ملاحظه مي‏شود، دفاع و جهاد در اسلام، اهميتي چند جانبه دارد كه اهم آن را به شرح زير مي‏توان خلاصه كرد:
الف: تقويت جوهره‏ي انسانيت و آبديده كردن روح انسان در حوادث و مشكلات
ب: بروز و ظهور عنصر شجاعت و مقاومت در انسان مؤمن و دفع رخوتها و سستيها.ج: دفع موانع از مسير تكامل و رشد جامعه‏ي اسلامي و قطع طمع دشمنان در حمله به كشوري مقاوم و آماده دفاع.
د: وجوب شرعي جهاد و دفاع در كنار ديگر واجبات ديني، به عنوان قويترين نمود انگيزه‏ي دفاعي در اقشار مختلف جامعه انساني
پي نوشتها:
1- صحيفه ي نور، ج13، ص 108
2- همان، ج16، ص 2
منبع: كتاب سيري در انديشه دفاعي حضرت امام خميني (رض)

وبلاگ روايت هشت - Www.Revayate8.Tebyan.Net

فرق است ما بين يك جمعيتي كه در شبي كه فردا براي او خطر است و مي‏خواهد به لشكر كفر هجوم ببرد به مناجات خدا مي‏ايستد با آن كساني كه وقتي كه مي‏خواهند به جنگ بيايند اول با فشار است و بعد هم كه محال آنها را مي‏بينند آلات لهو و لعب در آنجا هست. فرق است ما بين آنهايي كه براي خدا قيام كرده‏اند و آنهايي كه براي طاغوت. شما در راه خدا داريد جنگ مي‏كنيد و اين علامت ايمان شماست و آنها در راه طاغوت دارند جنگ مي‏كنند و اين علامت كفر آنهاست. مادامي كه اين مطلب در بين شما باقي است - توجه به خدا و ياري خواستن از مبدأ قدرت - شما قدرتمند هستيد.
شما را اين وحدت كلمه در زير سايه توحيد و در زير پرچم اسلام به اين فتحها و پيروزيها مي‏رساند. اين تكبيرهايي كه در شبي كه براي شهادت كمر بستيد مي‏گوييد، اينها پشتيبان شماست. جنود غيبيه همان طور كه در صدر اسلام پشتيبان لشكر اسلام بود و آن لشكر كوچك اسلام بر لشكر روم با آن بساط و بر لشكر ايران آن وقت با آن بساط غلبه كرد. به واسطه آن تأييدات غيبي و ملائكه الهي بود. شما امروز همان وضعيت را داريد براي خدا قيام كرديد و مقابل مستكبرين و مقابل كفار و مطمئن باشيد كه جنود غيبيه با شماست و هر يك شما در مقابل چندين نفر از آنها مي‏تواند عرض اندام كند.

شما مي‏دانيد كه تمام كشورها تقريبا پشتيبان صدامند و به او هم پول مي‏رسانند و هم اسلحه مي‏رسانند و هم نفرات مي‏فرستند بسياريشان، و ما بحمدالله نه احتياج به پول ديگران داريم و نه احتياجي به پرسنل ديگران داريم و نه احتياج به تاييد ديگران. ما كه اتكايمان به خداست از كي تأييد بخواهيم؟ ما كه اتكايمان به مبدأ غني مطلق است از كي خواستار جهات مادي بشويم؟ ما كه با تكبير اين جبهه‏ها را فتح مي‏كنيم از كي بخواهيم كه با ما همراهي كند؟ ما از خدا مي‏خواهيم. ما از خدا مي‏خواهيم كه با آن جنود غيبيه كه دارد و با آن ملائكة الله كه هست به ما كمك بفرمايد و مي‏فرمايد، لكن شرط اين است ما به عهد خود باقي باشيم، عهدي كه با اسلام داريم، حفظ اسلام، حفظ كشور اسلامي، حفظ نواميس اسلامي. ما بايد اين توجه را هيچ وقت از خود بيرون نكنيم، از مغز خود بيرون نكنيم كه ما بندگان خدا هستيم و در راه او و در سبيل او حركت مي‏كنيم و پيشروي مي‏كنيم. اگر شهادت نصيب شد سعادت است و اگر پيروزي نصيب شد سعادت است. (1)
پي نوشتها:
1- 60/9/11، بيانات امام در جمع پرسنل نيروي هوايي، اعضاي سپاه، دانشجويان افسري، صحيفه نور 15، ص 242
منبع: كتاب جمگ و دفاع در انديشه امام خميني (رض)

X