معرفی وبلاگ
ما باید این توجه را هیچوقت از خود بیرون نکنیم، از مغز خود بیرون نکنیم که ما بندگان خدا هستیم و در راه او و در سبیل او حرکت می کنیم و پیشروی می کنیم. اگر شهادت نصیب شد، سعادت است و اگر پیروزی نصیب شد سعادت است. حضرت امام خمینی (ره)
دسته
لینک دوستان
سنگر همرزمان
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 214136
تعداد نوشته ها : 127
تعداد نظرات : 26
Rss
طراح قالب
GraphistThem244

لک‏لک ‏ها
بر لوله‏ ی تانک‏ها لاله کرده ‏اند
هواپیماهای جنگی زمین را شخم زده ‏اند
برداشت روزنامه‏ ها این است:
«جنگ تمام شده است.»
برگشته ‏ام‏
در آستانه‏ ی در
بازوانت را می‏گشایی
و من‏
با آستین‏ هایی که به جیبم سنجاق است
تنها چهل درصد آغوش برایت آورده ‏ام
منبع: کتاب زخم سیب
علی‏ اصغر داوری - کاشمر

اى شهر خرم ، شهر خون ، شهر شهادت

وى مهد مردان دلیر و باشجاعت

صدها دلاور مرد با ایمان در اینجا

داده است بر جانانه‏ى خود جان در اینجا

اینجا به خون عاشقان گردیده گلگون

صد لاله خفته بى‏صدا در بستر خون

در شهر خرم ، شهر پاکان ، شهر عشاق

بودم ز جان و دل به دیدار تو مشتاق

بوى جنان مى‏آید از هر سو به سویم

اى عزت و شأن و شرف ، اى آبرویم

من دیده‏ام در خون آتش بودنت را

من دیده‏ام صد زخم خونین تنت را

اى تربت پاکت جهان را مظهر عشق

وى توتیاى دیدگان لشکر عشق

آواى حق از ناى پرخونت خروشید

خون در دل دلدادگان چون باده جوشید

وبلاگ روایت هشت

با بال همت سوى تو پرواز کردند

تکبیر عشق و عاشقى آغاز کردند

راندى ز خود تا جمله‏ى دلمردگان را

روح دگر آمد دل افسردگان را

تا پرچم خونین تو رنگین کمان شد

خرم به ذکر نام تو روح و روان شد

از کوچه و پس کوچه‏هایت گشته آغاز

آواى خرم گشتنت ، اى شهر خون ، باز

شادم چو « رنجى » زان که مهمان تو هستم

خرم از آنم ، کز مى عشق تو مستم

شب‏ها به سنگرها دعاى عشق خواندند

در روز روشن دشمن از این خانه راندند

سوى خدا چون مرغ عاشق پر گشودند

با یاد او از دل غبار غم زدودند

آخر تو را از دست دون آزاد کردند

ویرانه‏هایت را به خون ، آباد کردند

منبع: کتاب خونین شهر

وبلاگ روایت هشت

ماییم و تفنگ، یار دیرینه ما

ماییم و خدنگ عشق در سینه ما

از سینه ما عشق وطن نتوان برد

ای خصم زبون بترس از کینه‏ی ما

سردار سپاه پاسداران بودند

عاشق به حسین، سربداران بودند

با بیرق فتح لشکر عاشورا

در کرب و بلای جان‏نثاران بودند

در مکتب انقلاب جان داد شهید

معشوق هر آنچه خواست آن داد شهید

شاعر: آران، سید حیدرعلی،ارومیه

منبع: کتاب زخم سیب

وبلاگ روایت هشت

آن روز که خورشید روشنایی‏اش را به تو هدیه داد

سرزمین هزار آوایمان‏

تولد دوباره‏ی خون و آتش را جشن گرفت

و از تمام روزنه‏ها عطش می‏جوشید

ابرهای سیاه آمدند

و فرصت پرواز را

از تمام پرنده‏ها گرفتند

آن روز تمام نوجوانی نخل‏ها خمیده شد

آن روز

شهرمان شهید شد!

شاعران: ارژنگ، فاطمه - کلاله، گلستان‏

منبع: کتاب زخم سیب

در قلب من یادهایی است

این گونه پر باران

که می‏گویم من‏

وقتی‏

چشم در چشم آسمان داشته باشی‏

گاهی که نسیم می‏نوازد

گیسوانی را

شروه خوان‏ام را

در ماهور جان می‏شوی

کنار تپه‏های فکه

آب‏های اروند

آری، شروه‏خوانی مرا

در ماهور جهان می‏شنوی

وقتی در من

ستاره‏ی جنوب

خاموش می‏افتد.

شاعر: آتشی، سید محمد - ابرکوه‏

منبع: کتاب زخم سیب

X